سلام سلاممممممم.....

 

ببخشید از اینکه این چند وقت نبودم....

 

راستی امروز تولدمههههههه.....هورااااااااا

 

تولد تولد تولدم مبارککککککککک

 

http://ts2.mm.bing.net/th?id=HN.607996661542618437&pid=15.1

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم تیر 1393ساعت 11:1  توسط عارفه | 

هنگامی که روح در تو دمیده میشود


                               در شکم یک زن هستی


هنگامی که گریه میکنی


                              در آغوش یک زن هستی


هنگامی که عاشق میشوی


                             در قلب یک زن هستی


زن امانت است


نه برای اهانت 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم فروردین 1393ساعت 19:45  توسط عارفه | 
همچون پرنده ای باش که ،


بر روی شاخه ای سست آواز میخواند....


شاخه می لرزد،اما....


پرنده می خندد....


زیرا....


به قدرت پرواز خود،


                          ایمان دارد....





http://pic.photo-aks.com/photo/animals/bird/birds/large/beautifull_birds.jpg

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1392ساعت 20:34  توسط عارفه | 
دو تا دستشو مشت کرد گرفت جلوم....


گفت اگه بگی گل کدمه میمونم....


چه انتخاب سختی بود!


ترس از دست دادنش تمام وجودمو فرا گرفته بود....


واسه از دست ندادنش محکم زدم پشت دست چپش و گفتم این گله!


دستشو باز کرد....


پوچ بود....


اشکام آروم سر خوردن رو گونه هام....


حواسش نبود با دست راستش اشکمو پاک کرد....


دست راستش هم پوچ بود....


http://www.eshghentezar.com/imgcenter/uploads/1417306938.jpg

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم بهمن 1392ساعت 14:39  توسط عارفه | 
بفهم!


اگر تلافی نمیکنم،


نه اینکه بلد نیستم....


اگر تلافی کنم،


به دوستت دارم هایی که به "تو" گفتم،


توهین میشود....


و این توهین به خودم است....

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم بهمن 1392ساعت 14:18  توسط عارفه | 

به بعضی ها هم باید گفت:


من چشم میذارم....


تو فقط

            

                          گمشو

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم بهمن 1392ساعت 0:56  توسط عارفه | 
سوختم باران بزن شاید تو خاموشم کنی....


شاید امشب سوزش این درد ها را کم کنی....


آه باران،من سراپای وجودم آتش است....


پس بزن باران،بزن شاید تو خاموشم کنی....





http://dl.baran2pic.com/axe%20barani/baran%20(6).jpg

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم بهمن 1392ساعت 19:32  توسط عارفه | 
گاهی تمام شهر گدای تو می شود


گاهی بساط عشق خود محیا می شود


گاهی میان عشق و تمنا نشسته ای


غافل از اینکه زمین خیال به نام تو می شود


گاهی"نشد"،"نمیشود"به مدام تو می شود


گاهی گمان نبرده به کام تو می شود


گاهی تمام محال به نام تو می شود


گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم بهمن 1392ساعت 0:48  توسط عارفه | 
ساکت که میمانی...

میگذارند پای جواب نداشنت...

عمرا اگر بفهمند....

داری جان میکنی تا،

                      حرمت

نگه داری...

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم دی 1392ساعت 18:31  توسط عارفه | 
السلام علیک یا ابا عبد الله...


و علی الارواح التی حلت بفنائک..


علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت و بقی اللیل والنهار..

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آبان 1392ساعت 22:17  توسط عارفه | 
چه حماقتی!!!!!!!

مرا یاد نمیکند و باز میخوامش....

چه غرور بی غیرتی دارم من....

+ نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1392ساعت 20:11  توسط عارفه | 
تنها...


چهار حرفه ولی تو دلش صدها معنی میده..

وقتی به یی بگی من تنهام صده فکر درموردت میکنه حتی ممکنه بخواد

واسه تنهاییت همدم پیدا نه یا شایدم به خودش اجازه بده که تورو از تنهایی دربیاره..

میبینی؟؟؟!!!!

وقتی میگی تنهام همه سعی مینن از تنهایی درت بیارن ولی..

ولی هیشکی ازت نمیپرسه چرا؟؟نمیپرسه چی شد که تنها شدی؟؟!!

نمیپرسه ی تنهات گذاشت؟؟

همه دنبال راه چارن ولی هیچ  کس دنبال پیدا کردن دلیل نیست..

من...من دلم همدم نمیخواد،کسی که از تنهایی درم بیاره رو نمیخوام..من..

من فقط یه گوش میخوام..یه گوش واسه شنیدن دلیل تنها شدنم..همییین..

نمیخوام کسی بهم حق بده نمیخوام مورد ترحم کسی قرا بگیرم..

دستمال واسه پاک کردن اشکام نمیخوام،دستای خودم هستن..

شونه واسه گریه کردن نمیخوام،خودم بالش دارم..

فقط گوش میخوام...حواس میخوام..توجه به درد دلمو میخوام..

میخوام یک یاز اول تا آخره تنهاییامو گوش کنه...

شنیدن نمیخوام،گوش دادن میخوام..

        همین...

                                     این توقع زیادیه؟؟؟

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم شهریور 1392ساعت 20:13  توسط عارفه | 
دخترانه ترین و زیبا ترین روز سال..

بر دوست داشتنی ترین دخترهای دنیا...

                             

                               مبارکککککککککککک


+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم شهریور 1392ساعت 19:6  توسط عارفه | 
یه سوال...یا بهتره بگم یه نظر سنجی..

خصوصیات شخصیت مورد علاقتون چیه؟؟؟؟؟؟



حتما جواب بدین..

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم شهریور 1392ساعت 19:3  توسط عارفه | 
یه سوال...یا بهتره بگم یه نظر سنجی..

خصوصیات شخصیت مورد علاقتون چیه؟؟؟؟؟؟



حتما جواب بدین..

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم شهریور 1392ساعت 18:55  توسط عارفه | 
دخترانه ترین و زیبا ترین روز سال..

بر دوست داشتنی ترین دخترهای دنیا...

                             

                               مبارکککککککککککک


+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم شهریور 1392ساعت 18:45  توسط عارفه | 

اسمش علی و۲ سالشه


طفلی چشم چپش نابینا شده…

 

به خاطر تومور چشمی بدخیم دکترا گفتن باید

 

آب زیر چشمشو بکشیم والّا میزنه به مغزش

 

و زبونم لال میکشتش امّا اگه آب زیر چشمشُ بکشن

 

فاتحه ی صورتش خونده میشه …

 

 عاجزانه ازتون خواهش میکنم 

 

واسه شفای این طفل معصوم دعا کنید…

 

به قرآن راه دوری نمیره ممنون میشم

 

اگه “هـــمــــتـــــون”بازنشر کنید تاافراد بیشتری دعا کنن واسش 


+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم شهریور 1392ساعت 22:31  توسط عارفه | 

سرت گرم است..

آنجا یا هیچ کجا...

فرقی نمیکند،مزاحمت نمیشوم..

اما.....

بدان حرارت سرگرمی هایت مرا سوزاند..

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم شهریور 1392ساعت 20:43  توسط عارفه | 
قرارمان اولین پنج شنبه ای که نیستم..

نه گل..

نه خیرات..

نه گلاب..

تو را میخواهم که پای هیچکدام از قرار ها نیامدی...

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام مرداد 1392ساعت 13:18  توسط عارفه | 
مهربون ترینم  می دونستی که....

می دونستی زندگي سخت نيست ،ما سختش ميکنيم 

می دونستی عشق قشنگ نيست ما قشنگش ميکنيم.

می دونستی دل ما تنگ نيست ما تنگش ميکنيم.

می دونستی دل هيچکس سنگ نيست ما سنگش ميکنيم ؟

بیا واسه  یه بارم که شده زندگی ، عشق  و دل رو خرابش نکنیم.

بیشتر از همیشه دوستت دارم.

اینم یادگاریه اونی که الان دلم واسش خییییلیییی تنگ شده..

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم مرداد 1392ساعت 21:55  توسط عارفه | 
بعضی وقتا دلت واسه یه آدم خاص تنگ میشه...

خیلی هم تنگ میشه....

حالا شما تو این شرایط چیکار میکنید؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم مرداد 1392ساعت 21:43  توسط عارفه | 
بعضی وقتا دلت میخواد سرتو بلند کنیو بلند داد بزنی:

آخه چرا دنیا؟؟؟؟چرا من؟؟؟

ولی یه ذره که فکر میکنی تصمیم میگیری بازم 

سکوت کنی که ببینی دنیا کی از رو میره..

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم مرداد 1392ساعت 20:36  توسط عارفه | 
در عجبم از سیب خوردن مان که از آن

فقط "چوبش" باقی می ماند..

مگر این همه چوب که خوردیم 

از یک سیب.........شروع نشد؟؟!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم مرداد 1392ساعت 22:35  توسط عارفه | 
چشمانم را میبندم...

رویای نبودنت شیرین تر از

حقیقته با دیگری بودنت است..

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1392ساعت 11:25  توسط عارفه | 

ای روزه داران اگر چنین می خواهید ، دهان از آنچه غیر خدایی است ببندید

و چشم را به آنچه شیطانی است نگشایید و گوش را آلوده هر زمزمه پلید نسازید

و حتی خیال باطل را هم از دروازه دلها بزدایید . . .


 حلول ماه مبارک رمضان تهنیت باد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1392ساعت 0:14  توسط عارفه | 
هیچ وقت نفهمیدم چرا درست همان کسی که فکر میکنی با همه فرق دارد..

یک روز مثل همه تنهایت می گذارد.....

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم تیر 1392ساعت 23:57  توسط عارفه | 
سلامممممم!!!!!!!

ببخشید بچه ها میدونم خیلی وقته نبودم..عذر میخوام از همتون..

جاتون خالی یه کنکوری دادمممممممممم!!!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم تیر 1392ساعت 23:53  توسط عارفه | 
هیچگاه نفهمیدم چه رازیست بین دل و دستم...

از دستم رفت،به هر چه دل بستم!

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اسفند 1391ساعت 19:55  توسط عارفه | 
چشمانم را خواهم بست..

همه چیز را از اول مرور میکنم..

از اول اول..

کم کم جلو میروم..

ناگهان همه چیز متوقف میشود..

حتی زمان می ایستد..

آن لحظه است که میفهمم،خاطره شمارم به تو رسیده..

به روز اول دیدن تو..

به نگاه اول..و حس اول..

قطره های اشک آرام آرام از چشمانم سرآزیر میشوند..

امید دارم که لحظه ی دیدار را نیز با خود بشویندو..

از چشمانم و از خاطرم پاک کنند..

چقدر ساده لوح ام..

هنوز نمیدانم تصویر تو در قلبم حک شده..

نه روی قطرات اشک..

دوباره به ذهنم فرمان میدهم:پلی..

خازطره شمار ذهنم شروع به حرکت میکند..

تمام لحظات تلخ و شیرین بودنت مثل یک فیلم

از جلوی چشمانم عبور میکند..

تا.........

به اینجا که میرسم نه قدرت مرور دارم..

نه جرئت توقف..

آری..

وقتش رسیده..

وقت آنکه بروی و تنهایم  بگذاری..

آخرین لحظه ی دیدار..

چشمانم دیگر توان باریدن ندارد..

اینبار هم مثل همهیشه به اینجا که میرسم..

چشمانم را باز میکنم..

دلم میخواهد فکر کنم بودنت یه رویا بود..

و با آن رویای شیرین زندگی کنم..

به خاطر همین است که هنوز هم که هنوز است،

کابوس رفتنت را باور نکرده ام..

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اسفند 1391ساعت 19:36  توسط عارفه | 
حالم را پرسیدند،گفتم:رو به راهم..

اما هیچ کس نپرسید،رو به کدامین راه؟!

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اسفند 1391ساعت 13:22  توسط عارفه | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
من عارفه ام 18سالمه اومدم اینجا تا وقتایی که تنهام یا دلم میگیره باهاتون بحرفم،امیدوارم

همراهیم کنین!

پیوندهای روزانه
یک پیانیست
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
تیر 1393
فروردین 1393
بهمن 1392
دی 1392
آبان 1392
شهریور 1392
مرداد 1392
تیر 1392
اسفند 1391
بهمن 1391
دی 1391
دی 1390
مرداد 1390
تیر 1390
خرداد 1390
پیوندها
من کجای زندگیتم؟؟
یک پیانیست
ساحل تنهایی من
چرا تنهام گذاشتی؟؟؟
اشتیاق با هم بودنمون
sasha
انتظار
آزادی و من
دیوونه بازی های دخترونه
دختران کورش کبیر
i will never let u go
پسری از جنس بارون
فقط یه لبخند بزن
ورود دختر های بی جنبه ممنوع
چند پلکی با من باش
اگه نیای شاید ضرر کنی
واسه دل مینویسم که تنهاست
پنجره ای رو به باران
خلوت تنهایی
دخترانه
دختر زخم خورده
جایی برای عاشق تر شدن
قاطی پاتی
گیتار شکسته ی من
رمانکده ی گلها
دلتنگی از جنس باران
ساحل عشق
امام رئوف
فاضلاب عشق
عشق بی معنا
جاوسار
روشنایی زندگیم
H-LOVE-A
خدایا دوستت دارم....
اینجا جای با جنبه هاست30
قاطی پاتی
بیا....بخند....برو
cheshmaN khis Dayana
رویای خیس
پاتوق خنده وشادی
عشق
dokhtare barooni
با هم بخندیم
اخر خنده
عاشق شدن ماهی ها
خاطرات عاشقی
کل کل دختر پسرا
درد و دل های من
حس تنهایی
راز دل
دیوونگی های امیرعلی
عشق یخی
لیلی تنهاست
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

Online User
قالب وبلاگ
گالری عکس
دریافت همین آهنگ